سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶
  • :
  • :

شناخت شهر حران در ترکیه

شناخت شهر حران در ترکیه

ترکیه همواره یکی از زیبا ترین کشور های دنیا بوده که سالانه مهمانان زیادی را از کشور ما به کشور خود می کشاند ایرانیان منبع در آمد ترک ها می باشند و سالانه در ایران تور ترکیه رونق فراوانی دارد به خصوص تور تورکیه استانبول آن که مشتریان فراوانی دارد.

یکی از مهم‌ترین حوادث تاریخ ایران‌ باستان،در عصر اشکانیان،نبرد حران‌ است.در این نبرد رومیان شکست سنگینی‌ از ایرانیان خوردند،طوری که آوازه‌ی این‌ نبرد و سرنوشت عبرت‌انگیز کراسوس،در سراسر روم و ایران منتشر شد و نام سورنا، در تاریخ ایران جاودانه شد.در نوشته‌ی‌ حاضر چگونگی و نتایج این نبرد مورد بررسی قرار گرفته است.

کلید واژه‌ها:

ارد،روم،سورنا،کراسوس، اشکانیان. ایران در مقطعی طولانی از تاریخ پیش‌ از اسلام خود،با امپراتوری روم همسایه‌ بود و برخوردهای بسیاری میان این دو قدرت بزرگ چه از زمان اشکانیان و چه‌ در عصر ساسانیان روی داد.زمانی که‌ روم در اوج قدرت بود،در ایران دولت‌ اشکانی یا پارتی بر سرکار بود و سرداران‌ مغرور رومی سودای حمله به ایران را در سر می‌پروراندند.آن‌چه در ادامه خواهد آمد تلاش رومیان برای تصرف ایران و اوضاع‌ ایران در آن عصر با تکیه بر مقطع مهمی از این جنگ‌ها یعنی«نبرد حران»است.

فرهاد سوم اشکانی برای مقابله با رومیان‌ تردید داشت،ازاین‌رو مجلس مهستان وی‌ را در سال ۰۶ ق.م از پادشاهی خلع کرد؛ اگرچه برخی منابع به این امر اعتقاد ندارند. مثلا به گفته‌ی دیون کاسیوس«فرهاد به‌ دست پسرانش کشته شد.ارد به پادشاهی‌ رسید و برادرش مهرداد را از ولایت ماد که‌ بر آن حکومت می‌کرد بیرون راند.مهرداد نزد گابینیوس گریخت و کوشید وی را برانگیزد که او را در بازگشت به ایران‌ یاری دهد.»[یارشاطر و دیگران،

در هر صورت دو برادر مدتی بر سر پادشاهی باهم درگیر بودند تا عاقبت ارد با کمک سورنا،سردار بزرگ پارتی برادرش‌ مهرداد را شکست داد.(۴۵ ق.م)

روی کار آمدن ارد اول مصادف بود با زمانی که ارتش دوم به حد اعلای‌ نیرومندی رسیده،مرزهای امپراتوری در غرب گسترش بسیار زیادی یافته بود و بخش اعظم آسیای صغیر به علاوه‌ی‌ سراسر سوریه و فینیقیه در تصرف رومیان‌ بود.در این زمان سه فرمانده نامدار تاریخ‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود)

امپراتوری روم فرماندهی ارتش را در سه‌ نقطه از این امپراتوری پهناور در دست‌ داشتند.یکی از آن‌ها پومپه بود که در رم‌ استقرار داشت و اسپانیا به وی واگذار شده‌ بود.دیگری ژولیوس سزار،فاتح سرزمین‌ گل(فرانسه)بود که فرمانروایی بخش‌ وسطای امپراتوری روم را بر عهده داشت و سومی کراسوس بود که فرمانروای سوریه‌ شده بود.

از این سه نفر،کراسوس،سودای‌ حمله به ایران را داشت.کراسوس،همان‌ کسی است که آوازه‌اش را مدیون سرکوب‌ بزرگ‌ترین شورش بردگان است.شورشی‌ که طی آن،به مدت دو سال،ده‌ها هزار برده به رهبری اسپارتاکوس(گلادیاتور سابق)،سراسر ایتالیات را زیر پا گذاشتند. آن‌ها خواستار آزادی و موقعیت اقتصادی‌ مناسب بودند تا این که در سال ۱۷ ق.م‌ لژیون‌های کراسوس شورش بردگان را سرکوب کردند.[دوبلویس،

البته کراسوس توسعه‌ی میدان‌ فتوحات خود را به سوریه و امپراتوری‌ اشکانی منحصر نمی‌نمود بلکه داعیه‌ی‌ سرزمین‌های بلخ و هند تا دریای مشرق‌ را داشت‌[پلوتارک،.رویایی‌ که با شکست وی از سورنا بر باد رفت. پلوتارک در کتاب«حیات مردان نامی»، به هر دری می‌زند تا شکست کراسوس‌ را توجیه کند.او گاهی مخالفت جامعه‌ی‌ رومی با حمله‌ی کراسوی به ایران را ذکر می‌کند[همان،ص ۵۶]و گاهی علت‌ شکست وی را به خودخواهی او ارتباط می‌دهد و حتی اصرار دارد که این شکست‌ را کار خدایان و سرنوشت بداند.

در هر صورت،کراسوس برای حمله‌ به ایران تدارکات زیادی دید.وی عده‌ای‌ از زبده‌ترین سربازان سزار را در خدمت‌ گرفت و به سمت ایران حرکت کرد. نزدیک‌ترین دستیاران وی عبارت بودند از: کاسیوس(قاتل آینده‌ی سزار)،اکتاویوس، وارگونتسیوس و پسر کراسوس یعنی‌ پوبلیوس‌[دیاکونوف،.

انگیزه‌ی کراسوس برای حمله به‌ ایران چه بود؟پلوتارک آن را حبّ قدرت‌ می‌داند و برخی علت آن را تمایل روم‌ برای بر تخت نشاندن مهرداد چهارم،که‌ تمایلات رومی داشت،می‌دانند[یارشاطر و دیگران،.اما به نظر می‌رسد دلیل دیگری در پس برده وجود دارد.برای‌ بیان این نظر مقدمه‌ای لازم است.

تریوم ویرای اول

در روم قدرت میان سه نفر،که به آن‌ اشاره شد،یعنی ژولیوس سزار،پومپه و کراسوس،تقسیم شده بود.حکومت اینان‌ را«تریوم ویرا»می‌نامیدند.آنان در سال‌ ۰۶ ق.م،به‌طور خصوصی باهم توافق‌ کردند که در مبارزات سیاسی یکدیگر را یاری کنند[دوبلویس،].اما به نظر می‌رسد که از همان آغاز تمایلات‌ ژولیوس سزار برای دیکتاتور شدن از آن‌ دو تن دیگر بیشتر بود.وی برای رسیدن‌ به مقام کنسولی روم دست اتحاد به‌ پومپه و کراسوس داد ولی پس از تحکیم‌ قدرتش درصدد حذف آن دو برآمد و ابتدا کراسوس را قربانی این هدف خود کرد. وی با قرار دادن عده‌ای از سپاهیانش در اختیار کراسوس،وی را تشویق به حمله‌ی‌ به امپراتوری اشکانی نمود.گویا سزار از قدرت رزمی سواران پارتی آگاه بود و به‌ خوبی می‌دانست که این سفر کراسوس‌ را بازگشتی نیست.خواهیم دید که پس‌ از شکست کراسوس،زمانی که مقدمه‌ی‌ مذاکراتی میان ایران و روم فراهم شد به‌ ناگاه شورشی رخ داد و سزار کشته شد. به نظر می‌رسد که نمایندگان سزار در سپاه‌ کراسوس مأموریت داشتند وی را از میان‌ ببرند.هرچند که مصالح دولت روم نیز (به تصویر صفحه مراجعه شود) در کار بود.سزار پس از این که خیالش از بابت کراسوس راحت شد،جنگی داخلی‌ علیه پومپه به راه انداخت و در فاصله‌ی‌ سال‌های ۹۴-۵۴ ق.م وی را نیز شکست‌ داد.او به رویایش رسید:سلطه‌ی مطلق بر امپراتوری روم.

اما جریان حمله‌ی کراسوس به ایران: کراسوس همسن که وارد سوریه شد سپاه‌ خود را برای حمله به خاک ایران آماده‌ ساخت و به طرف بین النهرین حرکت‌ کرد.ارد با اطلاع از این خبر،سفیری نزد کراسوس فرستاد تا جویا شود که آیا انی‌ تهاجم به تأیید بزرگان دولت روم صورت‌ می‌گیرد یا خواست شخصی کراسوس بوده‌ است.

پلوتارک در حیات مردان نامی‌ می‌نویسد:«سفیرانی از جانب پادشاه‌ پارت‌ها رسیدند و اعلام داشتند که اگر کراسوس از طرف رومیان با پادشاه آنان‌ سر جنگ دارد پس باید منتظر جنگی‌ خانمان‌سوز باشند»و در غیر این صورت‌ «شاه به احترام سن زیاد وی بر سر رحم‌ آمده و اجازه می‌دهد که وی جان خود و همراهانش را به سلامت ببرد و کسی‌ مزاحمش نشود[پلوتارک،].»اما کراسوس متهورانه به سفیران ارد جواب‌ داد که پاسخ شاه را در سلوکیه خواهد داد! از این جهت پیرترین سفیر اعزامی ایران به‌ نام«واگیز»به او رو کرد و کف دست خود را پیش برد و گفت:اگر کف دست من‌ موئی دیدی دیدار شهر سلوکیه هم نصیب‌ خواهد شد[همان‌].»

سفیران پس از انجام رسالت خود بازگشتند و به شاه گفتند که باید آماده‌ی‌ جنگ باشد.تعداد لشکریان کراسوس را ۵۳ هزار سواره نظام و چندین واحد کمکی‌ نوشته‌اند[یارشاطر و دیگران،. ارد اطمینان داشت که رومیان راه ارمنستان‌ را برمی‌گزینند،و با این انتخاب خود از منطقه‌ی کوهستانی ارمنستان به عنوان‌ حربه‌ای در برابر سواران پارتی استفاده‌ خواهند نمود.ضمن این که طرف مهاجم، بدین طریق به پشت جاده‌ی بین النهرین و مراکز حیاتی پادشاهی پارت دست می‌یافت‌ [دیاکونوف،به همین منظور، ارد سپاه اصلی خود را به ارمنستان گسیل‌ کرد و برای جلوگیری از شبیخون زدن‌ رومیان از راه بین النهرین،سردارش سورنا را نیز به آن منطقه فرستاد.

برخلاف پیش‌بینی ارد،کراسوس، نه ارمنستان بلکه بین النهرین را برای‌ تهاجم انتخاب کرد که مورخان دلیل آن‌ را پشتگرمی کراسوس به پادگان‌هایش‌ در بین النهرین دانسته‌اند.[کالج،ضمن این که کراسوس از طول راه‌ ارمنستان می‌ترسید و به همین دلیل پیشنهاد آرتاوازد مبنی بر حمله از راه ارمنستان را رد کرد.شایان ذکر است که آرتاوازد نخست‌ حامی روم بود ولی بعدها به ایران پیوست‌ و روم در زمان او ارمنستان را به عنوان‌ متحد دائمی خود علیه ایران از دست داد [پاسدرماجیان،.

کراسوس در حال پیشروی به سوی‌ خاک ایران بود که سرداری از اعراب به نام‌ آریامنس یا آبگار خود را به اردوی رومیان‌ رساند و با جا دادن خود به عنوان راهنما در میان رومیان،نقشه‌ای طرح کرد که قشون‌ کراسوس را درهم شکند[پلوتارک،.وی توانست برای مدتی لشکریان‌ روم را در بیابان‌ها سرگردان کند.پلوتارک‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) (به تصویر صفحه مراجعه شود) با ذکر این مطلب،نمی‌گوید که چرا این‌ سردار عرب که سابق بر این«دوست و حامی پومپه و روم بود[پیگولوسکایا، اکنون هواخواه اشکانیان شده‌ بود؟پاسخ روشن است:توجیه شکست‌ کراسوس،از سوی پلوتارک که خود رومی‌ است،به هر بهانه‌ای.

در تاریخ ششم مه(۹ ژوئن طبق‌ گاهنامه‌ی رومی)سال ۳۵ ق.م کراسوس‌ به شهر حرّان رسید[دیاکونوف،پلوتارک عقیده دارد که به علت‌ اقدامات آبگار،یعنی سرگردان کردن‌ رومیان،سپاه روم بسیار خسته بود.ولی‌ شاید دلیل خستگی آنان،نوعی سردرگرمی‌ در رویارویی با رقیبی سخت و ناپیدا بود. در هر صورت آبگار که سپاه روم را این‌چنین خسته دید از روی استهزا به آن‌ها گفت:«آیا رومیان تصور کرده بودند راهی‌ را که در پیش دارند از ییلاقات کامپانی‌ رومی می‌گذرد؟[پیگولوسکایا،»

عقیده بر این است که یکی از مهم‌ترین‌ دلایل پیروزی سپاه اشکانی بر روم وجود سورنا در فرماندهی سپاه بود.او دارای‌ شجاعت و کاردانی بسیار بالایی بود.او را با رستم شاهنامه مقایسه می‌کنند و عقیده‌ دارند که احتمال دارد این دو شخصیت‌ یکی باشند[یارشاطر و دیگران،.

کراسوس لشکریان خود را به گردان‌های‌ مختلفی تقسیم کرد و دستور داد تا آرایش‌ مربع شکل بگیرند و دسته‌های کوچکی از سواره نظام بین هر گردان مستقر ساخت

جناح چپ لشکر او بر ساحل رودخانه‌ی‌ فرات قرار داشت و جناح راست توسط قوای پسرش پوبلیوس فرماندهی می‌شد [مشکور،.

پلوتارک در توصیف جنگجویان ایرانی‌ در این جنگ می‌گوید«آن‌ها به قدری در تیراندازی مهارت داشتند که هیچ تیری‌ از آنان به خطا نمی‌رفت و…گاه با یک‌ تیر دو سپاهی رومی را به هم می‌دوختند. آن‌ها طبل‌های بزرگی داشتند که یا به صدا درآوردن آن‌ها روحیه‌ی سپاه دشمن و تمرکز آن‌ها را به هم می‌زدند.هم‌چنین‌ پارت‌ها بر روی زره‌های درخشان فلزی‌ خود پارچه‌هایی می‌انداختند که پس از برداشتن آن‌ها برق خیره‌کننده‌ی زره‌ها چشم رومیان را خیره می‌کرد[پلوتارک، ۹۷۳۱:۶۷].وی هم‌چنین می‌نویسد که‌ پارتیان موهای خود را مرتب می‌کردند، تا خوف در سپاه دشمن بیندازند،اما سردار آن‌ها،سورنا،بسیار آراسته بود و در زیبایی‌ به زنان شباهت داشت‌[همان،ص ۵۷].

آرایش سپاه پارت نیز بدین‌گونه بود که‌ نخست نیزه‌داران زره‌پوش،سپس سواران‌ سنگین اسلحه و در نهایت سواران سبک‌ اسلحه قرار می‌گرفتند.تکنیک جنگ‌های‌ پارتیزانی ایرانیان(جنگ و گریز)رومیان‌ را کلافه کرده بود.در این حالت پارت‌ها آن قسمت از لشکریان روم را که تحت‌ فرماندهی پوبلیوس بودند به صحرا کشاندند و در دام انداختند.پوبلیوس‌ کشته شد و سرش را بالای نیزه بردند که‌ این خود باعث تضعیف روحیه‌ی سپاه‌ کراسوس شد.

پارت‌ها آن شب را به کراسوس‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) مهلت و آرامش دادند تا با فراغ بال برای‌ فرزند خویش گریه و زاری کند و تصمیم‌ عاقلانه‌ای بگیرد و داوطلبانه به خدمت ارد برسد تا به زور و اسارت او را به بارگاه‌ پارت بکشانند[پلوتارک،۹۷۳۱:۲۸]. اما در آن شب،کراسوس تصمیم به فرار گرفت او ابتدا دسته‌ای از زبده‌ترین افرادش‌ را به حران فرستاد.فرمانده پادگاه شهر که یونانی و طرفدار رومیان بود این دسته‌ را به شهر راه داد.کراسوس هم خودش‌ با استفاده از تاریکی شب به درون شهر گریخت.دسته‌های دیگر رومی نیز راه فرار در پیش گرفتند.به‌طوری که«دسته‌ای از رومیان مرکب از دو هزار نفر به فرماندهی‌ صاحب منصبی رومی به نام وارگونتیوس‌۱ راه خود را در تاریکی گم کردند.بامداد روز بعد که بر فراز تپه‌ای مستقر بودند با پارتیان برخورد کرده و تنها بیست نفر از آن‌ها زنده ماندند[یارشاطر و دیگران،

کراسوس نیز پس از یک روز ماندن در حران تصمیم گرفت در شب دوم امامت‌ خود در حران حلقه‌ی محاصره را شکافته‌ و به کوه‌های ارمنستان پناه ببرد.اما از آنجا که راهنمای وی که آندروماخوس‌۲نام‌ داشت حامی ایرانیان بود(وی بعدها پس‌ از بیرون راندن رومیان از حران،حاکم شهر شد)رومیان را سرگردان کرد تا سپاه پارتی‌ به آن‌ها رسید و سپاه رومی در محاصره‌ی‌ آن‌ها افتاد.رومیان چاره‌ای جز مذاکره‌ نداشتند.برخی عقیده دارند که در حین‌ مذاکره سوء تفاهمی پیش آمد و کراسوس به‌ قتل رسید؛به بررسی این امر می‌پردازیم:

صحنه قابل بازسازی است.تعداد محدودی از سپاه روم،خسته و ترسیده و فراری از جنگ در محاصره‌ی سپاه پارت‌ هستند.موقعیت برای گرفتن امتیازات‌ سیاسی از دولت روم فراهم است. جاسوسان رومی که از طرف سنای روم‌ در سپاه هستند(و شاید هم نمایندگان‌ سزار برار ترور کراسوس)موقعیت را نامناسب تشخیص می‌دهند و جوّ شورش‌ ایجاد می‌کنند.در این میان کراسوس کشته‌ می‌شود.ظاهرا این کار برای جلوگیری از بستن پیمانی توسط کراسوس،که احتمال‌ می‌رفت بر ضد مصالح روم باشد،صورت‌ گرفت،ضمن آن‌که فرض دیگری نیز وجود دارد و آن کم شدن یک مدعی برای‌ دیکتاتوری سزار است که وی به شدت از آن استقبال می‌کرد.اما سؤال اینجاست که‌ چرا پارتیان باید کراسوس را بکشند؟چرا که در این موقعیت بهترین فرصت برای‌ دولت پارت پدید آمده بود تا به استحکام‌ مرزهایش بپردازند و از روم غرامت هم‌ بستاند.از سورنا با آن مدیریت و قدرت‌ بالا بعید است این امتیاز را از دست بدهد.

نتایج جنگ حرّان

در این جنگ نیروی کراسوس درهم‌ شکسته و خودش کشته شد،افزون بر بیست هزار تن از سپاه روم کشته شده و بیش از ده هزار نفر به اسارت درآمدند.با وجود این که مردم منطقه‌ی حران به ایران‌ خیانت کرده و از کراسوس حمایت نموده‌ بودند،سورنا آنقدر بزرگوار بود که در مقابل این خیانت بزرگ اغماض کرد.

سورنا سر کراسوس را برای ارد، پادشاه ایران،به ارمنستان فرستاد.سر وقتی‌ به ارمنستان رسید که شاه مجلس ضیافتی‌ که به مناسبت ازدواج پسرش با دختر شاه‌ ارمنستان برگزار شده بود،شرکت داشت. اتفاقا در آن لحظه هم برای تماشای‌ نمایش‌نامه‌ی«باکانتها»اثر«اوری پید»گرد آمده بودند و چون طبق سناریوی نمایش‌ «آگاوا»می‌بایست سر«پنتیوس»را بر نیزه‌ کرده و وارد صحنه شوند،هنرپیشه‌ای که‌ نقش«آگاوا»را بازی می‌کرد به جای سر

مصنوعی،سر بریده‌ی حقیقی سردار رومی‌ را به صحنه آورد و به تماشاگران نشان داد! برخی از محققان-و به ویژه و.ن.تارن-در صحت این داستان شک دارند و معتقدند که پلوتارک این پایان مؤثر را خود برای‌ سرگذشت کراسوس جعل کرده است‌ [دیاکونوف،.

در هر صورت این جنگ،پی‌آمدهایی‌ داشت که آنی‌ترین آن نابودی سورنا بود!راولینسون اعتقاد دارد که خدمات‌ سورنا به شاه بیشتر از میزانی شد که در شرق باری یک رعیت بی‌خطر می‌باشد  .

دیگر پی‌آمدهای آن را نیز می‌توان به‌ شرح زیر خلاصه کرد:

۱٫اراضی بین النهرین تا حدود فرات‌ از دست رومیان بیرون رفت و به دولت‌ اشکانی تعلق گرفت و رود فرات مرز ثابت‌ ایران و روم گردید.

۲٫ارمنستان تا مدتی از نفوذ روم بیرون‌ آمد و دست‌نشانده‌ی ایران شد.

۳٫دولت روم ۰۲ هزار کشته و ۰۱ هزار اسیر داد.

۴٫اسلحه و مهمات بسیار و به‌خصوص‌ درفش‌های رومی به دست ایران افتاد و لطمه‌ی بزرگی به حیثیت رومیان وارد شد.

۵٫از آن پس ایران در پیش چشم‌ جهانیان حریفی قوی پنجه در برابر روم‌ قلمداد شد و دنیای قدیم به دو قلمرو شرق‌ و غرب یعنی ایران و روم تقسیم شد.

حسین پیرنیا این نبرد را با نبرد ماراتن، البته با نتیجه‌ی معکوس برای دو طرف، مقایسه می‌کند.در نبرد ماراتن هم دولت‌ بزرگ هخامنشی در ادامه‌ی کوشش برای‌ جهان‌گستری،پس از فتوحات مکرر خود به دیوار یونان برخورد کرد.روم هم در ادامه‌ی فتوحات خود به سد محکمی به نام‌ ایران برخورد نمود[پیرنیا،۴۸۳۱:۴۵۱]. با این شکست،چه بسا فرمانروایان روم‌ می‌بایست این جمله‌ی معروف اکتاویوس‌ اگوستوس را سرلوحه‌ی کار خود قرار می‌دادند که:«ای رومیان هرگز به آن طرف‌ فرات ننگرید».که چنین نشد و جنگ‌های‌ ایران و روم به عصر ساسانیان نیز کشیده‌ شد.

سرنوشت اسرای جنگ حران

سرنوشت اسیران جنگ حران یکی‌ از مطالب جالب تاریخ است.هومر دابز، چین‌شناس،با کنار هم گذاشتن رویدادهای‌ مربوط به جنگ حران فرضیه‌ای را درباره‌ی‌ سرانجام بخشی از این اسیران مطرح‌ می‌کند.او می‌نویسد:در سال ۶۳ پ.م یعنی‌ ۷۱ سال بعد از واقعه‌ی حران،نیروهای‌ چینی برای محاصره‌ی یکی از اردوگاه‌های‌ محصور هسیونگ-نو در سغد،رهسپار این منطقه شدند.گزارش‌ها حاکی از آن‌ بود که این اردوگاه با خندق و نرده‌های‌ دو ردیفه حفاظت می‌شده است؛یعنی‌ شیوه‌ای که در شرق ناشناخته بود.ضمن‌ این که آرایش سربازان پیاده‌ی آن منطقه،به‌ صورت پولک ماهی بود که با سبک نبرد مردم آسیای مرکزی که بیشتر پارتیزانی‌ می‌جنگیدند تا به شیوه‌ای سازمان‌یافته، سازگار نبود.در هیچ تاریخچه‌ی دیگری‌ نیامده است که در جای دیگری چنین‌ «آرایش نظامی پولک ماهی»به کار رفته‌ باشد.اما این آرایش نظامی که رومی بود و تستودو۳خوانده می‌شد و در آن سربازان‌ دوش به دوش و پشت به پشت یکدیگر با سپرهایی حایل به گونه‌ی یک دیوار دفاعی‌ صف می‌کشیدند،به خوبی می‌توانست در چشم یک خارجی مانند پولک‌های ماهی‌ جلوه‌گر شود.دابز فرض را بر این می‌نهد که این سربازان،رومی‌هایی بوده‌اند که پس‌ از فرار از دست پارتیان،چون نتوانسته‌ بودند به کشورشان بازگردند،به عنوان‌ مزدور در خدمت هسیونگ-نو درآمده‌ بودند[آیرین و برانستون




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn
سوپروب close
خرید بک لینک